سه‌شنبه ۹ تیر ۱۴۰۵ - ۰۸:۲۶
عکاسی از عاشورا؛ تلاقی مستند اجتماعی و بازنمایی آیینی فرهنگ شیعی است

استاد محمد بابایی، هنرمند عکاس گفت: عکاسی عاشورایی زیرمجموعه‌ای از عکاسی مستند اجتماعی دانست که در پی ثبت لایه‌های عمیق انسانی و فرهنگ زیسته جامعه شیعی است.

خبرگزاری حوزه | استاد محمد بابایی، هنرمند عکاس در گفت‌وگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه در نگاه حرفه‌ای به طبقه‌بندی شاخه‌های عکاسی، آنچه به عنوان عکاسی عاشورایی شناخته می‌شود در واقع بخشی از عکاسی آیینی است و عکاسی آیینی نیز خود زیرمجموعه‌ای از عکاسی مستند اجتماعی محسوب می‌شود، اظهار کرد: هرجا که رفتار جمعی، آیین‌ها، باورها و کنش‌های اجتماعی مردم حضور داشته باشد، آن پدیده در قلمرو عکاسی مستند اجتماعی قرار می‌گیرد. مراسم عزاداری عاشورا نیز دقیقاً از همین جنس است؛ زیرا این آیین در دل جامعه شکل می‌گیرد، توسط مردم اجرا می‌شود و به نوعی بیانگر فرهنگ و اعتقادات جمعی جامعه شیعی است. بنابراین از نظر مفهومی نمی‌توان آن را از بستر اجتماعی جدا کرد و برای آن مرزی کاملاً مستقل تعریف کرد.

وی افزود: اگر به ساختار آیین‌های مذهبی نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که این آیین‌ها در حقیقت بخشی از فرهنگ زیسته جامعه هستند. همان‌گونه که بسیاری از آیین‌های قومی یا فرهنگی در نقاط مختلف کشور وجود دارند و عکاسی از آن‌ها در قالب عکاسی آیینی ثبت می‌شود، مراسم عزاداری عاشورا نیز در همین چارچوب قرار می‌گیرد. در این مراسم، حضور مردم، حرکت جمعی، نمادهای مذهبی و تجربه مشترک سوگواری عناصر اصلی تصویر را شکل می‌دهند. بنابراین ماهیت اجتماعی این آیین باعث می‌شود که عکاسی از آن نیز در همان حوزه مستند اجتماعی و آیینی معنا پیدا کند.

این استاد عکاس در ادامه مسیر تکامل یک عکاس توضیح داد: در ابتدای مسیر عکاسی مستند اجتماعی، بسیاری از عکاسان تازه‌کار معمولاً توجه خود را بر ثبت صحنه‌های آشکار و قابل مشاهده متمرکز می‌کنند. برای مثال در مراسم عاشورا اغلب تصاویر آن‌ها به صحنه‌هایی مانند سینه‌زنی یا زنجیرزنی محدود می‌شود، زیرا این صحنه‌ها جلوه بیرونی و نمایان‌تری دارند و ثبت آن‌ها آسان‌تر است. در چنین شرایطی مجموعه عکس‌ها بیشتر به ثبت یک کنش مشخص محدود می‌شود و ابعاد عاطفی و انسانی ماجرا کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. این مرحله البته طبیعی است، زیرا عکاس در آغاز راه بیشتر به دنبال ثبت لحظه‌هاست و هنوز به لایه‌های عمیق‌تر روایت اجتماعی توجه کمتری دارد.

استاد بابایی با اشاره به تغییر نگاه عکاس در گذر زمان گفت: با افزایش تجربه، نگاه عکاس نیز تغییر می‌کند. او به تدریج متوجه می‌شود که در دل این مراسم لایه‌های پیچیده‌تری از احساسات و روابط انسانی وجود دارد. در این مرحله توجه از ثبت صرف لحظه‌های آشکار به سمت ثبت واکنش‌های انسانی، حالات چهره و موقعیت‌های ظریف عاطفی سوق پیدا می‌کند. در زبان تخصصی عکاسی به بسیاری از این تصاویر «فیچر» گفته می‌شود؛ تصاویری که هدف اصلی آن‌ها نشان دادن لایه‌های درونی و احساسی سوژه‌هاست. این تصاویر معمولاً قدرت تأثیرگذاری بیشتری دارند، زیرا مخاطب را از نظر احساسی درگیر می‌کنند و او را به فضای واقعی مراسم نزدیک‌تر می‌سازند.

وی در تبیین ویژگی یک اثر موفق تصریح کرد: در نهایت یک مجموعه عکاسی موفق از مراسم عاشورا معمولاً ترکیبی از هر دو رویکرد است. عکاس باید هم لحظه‌های شاخص آیین را ثبت کند و هم به جزئیات انسانی و احساسی توجه داشته باشد. حضور کودکی که در کنار دسته عزاداری ایستاده، نگاه فردی که در سکوت اشک می‌ریزد یا جمعیتی که با پوشش‌ها و سنین مختلف در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند، همگی می‌توانند بخش‌هایی از یک روایت تصویری باشند. زمانی که این تصاویر در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، مجموعه‌ای شکل می‌گیرد که نه تنها یک مراسم را ثبت می‌کند، بلکه داستانی کامل از تجربه اجتماعی و انسانی آن آیین را روایت می‌کند.

وی با اشاره به عناصر تشکیل‌دهنده تصویر در مراسم مذهبی افزود: در مراسم عاشورا عناصر بصری فراوانی وجود دارد که هرکدام می‌توانند بخشی از فضای معنوی این آیین را منتقل کنند. حرکت دسته‌های عزاداری، پرچم‌ها و نشانه‌های مذهبی، لباس‌های سیاه، نور محیط، و حتی نحوه حضور مردم در فضای شهری یا روستایی می‌تواند در شکل‌گیری تصویر مؤثر باشد. با این حال مهم‌ترین عنصر در بسیاری از تصاویر، واکنش انسانی است. چهره‌های متأثر، اشک‌ها، نگاه‌ها و حتی سکوت میان جمعیت می‌تواند بار معنایی عمیقی را منتقل کند که گاهی از هر عنصر بصری دیگری تأثیرگذارتر است.

استاد بابایی تأکید کرد: به همین دلیل بسیاری از عکاسان مستند اجتماعی هنگام ثبت چنین مراسمی بیش از آنکه صرفاً به دنبال ترکیب‌بندی‌های کامل باشند، به دنبال لحظه‌هایی هستند که احساس واقعی مردم را نشان دهد. وقتی تصویر بتواند مخاطب را درگیر کند و او را با حال‌وهوای سوگواری همراه سازد، آن تصویر به هدف اصلی خود رسیده است. بنابراین در این نوع عکاسی تعادل میان زیبایی‌شناسی و احساس اهمیت دارد، اما در نهایت انتقال حس و فضای واقعی مراسم اولویت بیشتری پیدا می‌کند.

وی در بحث اخلاق حرفه‌ای در عکاسی بر لزوم رعایت حریم‌ها تأکید کرد و گفت: در عکاسی اجتماعی یکی از مهم‌ترین اصول، احترام به فضای انسانی و حریم شخصی افراد است. زمانی که افراد در حال تجربه لحظه‌ای عاطفی مانند سوگواری هستند، حضور عکاس نباید به گونه‌ای باشد که روند طبیعی احساسات آن‌ها را مختل کند. اگر عکاس بیش از حد به سوژه نزدیک شود یا با رفتارهای ناگهانی فضای مراسم را برهم بزند، ممکن است واکنش طبیعی افراد متوقف شود. در چنین شرایطی نه تنها حرمت انسانی خدشه‌دار می‌شود، بلکه تصویر ثبت‌شده نیز دیگر بازتاب واقعی آن لحظه نخواهد بود.

استاد بابایی در مورد نقش تاریخ‌نگارانه تصویر گفت: عکاسی از ابتدا یکی از ابزارهای مهم ثبت واقعیت و انتقال تجربه در جوامع انسانی بوده است. بسیاری از آنچه امروز به عنوان حافظه تاریخی یا اجتماعی یک جامعه می‌شناسیم، از طریق تصاویر ثبت شده است. در حوزه آموزش نیز عکس نقش مهمی ایفا می‌کند، زیرا تصویر می‌تواند مفاهیمی را منتقل کند که گاه بیان آن‌ها با کلمات دشوار است. وقتی مخاطب یک تصویر را می‌بیند، ارتباطی مستقیم و فوری با آن برقرار می‌کند و همین ویژگی باعث می‌شود که تصویر ابزار قدرتمندی در فرایند یادگیری باشد.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اهمیت شناخت فرهنگی در عکاسی آیینی اظهار کرد: در عکاسی آیینی، به‌ویژه در حوزه‌ای مانند عاشورا، صرفِ تسلط فنی برای خلق تصویر تأثیرگذار کافی نیست، زیرا سوژه‌ای که عکاس با آن روبه‌رو می‌شود تنها یک رویداد بصری نیست، بلکه مجموعه‌ای از معنا، احساس، تاریخ و باورهای عمیق فرهنگی را در دل خود دارد. عکاسی که نسبت به این پیش‌زمینه‌ها شناختی نداشته باشد، معمولاً نگاه سطحی‌تری به صحنه خواهد داشت و بخش مهمی از معانی نهفته در رفتارها، نمادها و فضاهای احساسی را درک نخواهد کرد.

این استاد عکاس افزود: هنگامی که عکاس نسبت به فرهنگ آیینی شناخت داشته باشد، نحوه انتخاب زاویه، ثبت نشانه‌ها، تشخیص لحظه و حتی نوع برخورد با سوژه متفاوت می‌شود. او می‌تواند بفهمد که برخی حرکات یا نمادها چه جایگاهی در ذهن و احساس جمعی دارند و کدام لحظه‌ها حامل معنای عمیق‌تری هستند. از همین رو شناخت فرهنگی در کنار تجربه میدانی به عکاس کمک می‌کند تا به لایه‌هایی از سوژه دست پیدا کند که برای بیننده نیز قابل درک و اثرگذار خواهد بود. البته این بدان معنا نیست که افراد تازه‌کار یا کسانی که از بیرون وارد این حوزه می‌شوند هیچ امکانی برای موفقیت ندارند. آن‌ها نیز با مطالعه، مشاهده دقیق، گفت‌وگو با افراد باتجربه و حضور مداوم در فضا می‌توانند شناخت خود را تقویت کنند. تجربه نشان داده است که بسیاری از عکاسان برجسته با گذشت زمان و حضور مستمر در مراسم توانسته‌اند نوعی ارتباط درونی با سوژه برقرار کنند که تصاویرشان را عمیق‌تر و ماندگارتر کرده است. بنابراین فهم فرهنگی اگرچه شرط مهمی است، اما با تلاش، مطالعه و تجربه قابل دستیابی و تقویت خواهد بود.

وی در ادامه درباره نقش فناوری در عکاسی آیینی اظهار کرد: پیشرفت فناوری بدون شک امکانات تازه‌ای در اختیار عکاس قرار می‌دهد. لنزهای روشن امکان عکاسی در نور کم را فراهم می‌کنند، دوربین‌های جدید سرعت و دقت بالاتری دارند و ابزارهای پردازش تصویر به بهتر شدن کیفیت خروجی کمک می‌کنند. اما نکته مهم این است که این امکانات نباید جایگزین نگاه انسانی و حضور صادقانه عکاس در صحنه شود. در عکاسی آیینی، فناوری باید ابزاری برای ثبت بهتر لحظه باشد، نه مانعی که باعث فاصله گرفتن عکاس از واقعیت یا اغراق بیش از حد در پردازش تصویر شود.

استاد بابایی با تأکید بر ضرورت حفظ اصالت صحنه گفت: بهترین استفاده از فناوری آن است که عکاس از امکانات جدید تنها برای بهبود ثبت صحنه استفاده کند؛ یعنی بتواند با نور کم کنار بیاید، لحظه‌های سریع را بهتر شکار کند و کیفیت تصویر را ارتقا دهد، اما هم‌زمان وفاداری خود به اصالت صحنه را از دست ندهد. در واقع ابزار دیجیتال باید به عنوان کمک‌کننده عمل کند، نه تعیین‌کننده. زمانی که عکاس این تعادل را رعایت کند، هم از ظرفیت‌های مدرن بهره‌مند می‌شود و هم صداقت لحظه و روح آیینی تصویر را حفظ خواهد کرد.

وی درباره مهارت یافتن فاصله مناسب میان عکاس و سوژه بیان کرد: یافتن فاصله صحیح میان عکاس و سوژه در مراسم آیینی یکی از حساس‌ترین مهارت‌هایی است که تنها با تجربه، مشاهده و تمرین بسیار به دست می‌آید. این موضوع در مراسم عاشورا اهمیت بیشتری دارد، زیرا سوگ، اشک، دلبستگی و احساسات مذهبی در موقعیتی قرار دارند که هر نوع دخالت نابه‌جا می‌تواند طبیعی بودن فضا را برهم بزند.

استاد بابایی در پایان بیان کرد: برای تقویت این توانایی، عکاس باید در مراسم مختلف شرکت کند، حتی زمانی که قصد عکاسی ندارد. حضور بدون دوربین باعث می‌شود بهتر رفتار جمعی را بفهمد، ریتم مراسم را حس کند و نقاط مناسب فضا را شناسایی کند. همچنین تمرین با لنزهای مختلف، مطالعه تجربه عکاسان پیشکسوت و تحلیل عکس‌های موفق به او کمک می‌کند که بفهمد چه فاصله‌ای بیشترین صداقت احساسی را منتقل می‌کند. این مجموعه تجربه‌ها در نهایت مهارتی را شکل می‌دهد که به عکاس امکان می‌دهد در عین نزدیکی به سوژه، همچنان احترام و آرامش فضا را حفظ کند.

انتهای پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha